امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

شکرستان؛ پیمانی میان خاک، مردم و هوای پاک

حبیب خبر- هوشمند هوشیارزاده:

قطاری که از دل نیشکر گذشت و بانگ هایی که اکنون و آینده را روایت کردند.

بامداد هنوز درست بیدار نشده بود که قطاری از میان کشتزارها گذشت؛ سفری که بیش از آنکه جابه‌جایی باشد، رفتن به دل یک روایت بود.

 بخار روی شیشه‌ها، هیجان کودکان، تعجب سالمندان و سبزیِ بی‌پایان مزارع، همه حکایت از این داشت که «شکرستان ۱۴۰۴» قرار نیست تنها یک جشن باشد؛ قرار است یادآوری کند ریشه این سرزمین در خاکی است که هزار بار زخم دیده و هر بار دوباره سبز شده است.

قطار وقتی به ایستگاه موقت جشنواره رسید، گویی مسافران از واگن‌ها پا به داستانی گذاشتند که سال‌هاست ادامه دارد؛ داستان خاک، انسان و شیرینی‌ای که از دل رنج بیرون می‌آید و گنج می شود!

در آیین گشایش پنجمین جشنواره «شکرستان»، در تالار کشت و صنعت میرزا کوچک خان، سه بانگ از سه سوی این روایت برخاستند و هرکدام تکه‌ای از حقیقت خوزستان را گفتند....

مهندس "محمدرضا عصاره‌نژاد" از تاریخ این خاک و از بیت‌المقدسی گفت که روزی با خون پاک شد و امروز با سبزی نیشکر جان گرفته است.

روایت مدیرعامل شرکت کشت و صنعت نیشکر میرزا کوچک خان، یادآور می‌شد که پشت هر ساقه سبز، هم رنج کارگر هست و هم سایه شهیدی که اجازه داد این خاک دوباره زندگی را تجربه کند.

بانگ دوم، آرام‌تر و آینده‌نگرتر بود؛ مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی از «عهد سبز» سخن گفت؛ از اینکه دیگر زمان آتش‌زدن کشتزارها و دود گذشته و باید هوای این سرزمین را دوباره به آن پس داد.

دکتر "عبدعلی ناصری" حتا آن ۲۲ درصد برداشت سبز را هم «آمار» نخواند؛ «گام نخست» دانست. شکرستان در نگاه او نه یک رویداد، که نوعی پیمان همگانی بود؛ قراری که مردم، هنرمندان و صنعتگران می‌بندند تا زندگی در جنوب، مهربان‌تر ادامه پیدا کند.

ولی روایت سوم، آوایی بود که از دل تاریخ برمی‌خاست. مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان وقتی از اسناد کهن، از آسیاآباد و از مالیات‌های هزار دینارِ دوران قدیم سخن گفت، سالن برای لحظه‌ای به سکوتی عجیب فرو رفت؛ انگار نه در آیین گشایش ۱۴۰۴ که در یک کارگاه شکر هزارساله نشسته بودیم.

حرف دکتر "محمد جوروند"  ساده بود: این سرزمین روزی خورشید شکر ایران بوده و امروز هم هست؛ تنها شکل ابزارها عوض شده است، نه ریشه سنت.

این سه آوا کنار هم، تصویری روشن از امروز ما ساختند:

قطاری که از میان نیشکر گذشت، تنها میهمانان شکرستان را نیاورد؛ آینده‌ای را آورد که اگر قرار است سبز بماند، باید هم تاریخش دیده شود، هم مردمش، هم محیط‌زیست اش.

شکرستان؛ پیمانی میان خاک، مردم و هوای پاک

شکرستان امسال تنها دربرگیرنده غرفه‌های صنایع دستی، نمایشگاه‌های گوناگون، کارگاه‌های آموزشی و برنامه‌های فرهنگی و یک جشنواره نبود؛ یادآوری بود.

یادآوریِ اینکه خوزستان، اگرچه تلخی فراوان دیده، ولی هنوز می‌تواند شکر بیافریند به شرط آنکه این «عهد سبز» ادامه پیدا کند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید